تبليغاتX
(¯`.ღبوسه ღ.´¯)

(¯`.ღبوسه ღ.´¯)

دستای خسته

ای غایب از نظر به خدا میسپارمت              جانم بسوختی و به دوست دارمت

تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک                باور مکن که دست ز دامن بدارمت

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

روی پل دخترکی بی پاست ُ دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت21:31توسط ساغر | |

زندگی شهد گلی است             زنبور زمان می خوردش

آنچه باقیست عسل خاطره هاست

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت19:17توسط ساغر | |

در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم .

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

در این کوچه هایی که تاریک هستند. من از حاصل ضرب تردید و کبریت میترسم

من از سطح سیمانی قرن میترسم

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت14:48توسط ساغر | |

در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم .

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

در این کوچه هایی که تاریک هستند. من از حاصل ضرب تردید و کبریت میترسم

من از سطح سیمانی قرن میترسم

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت14:48توسط ساغر | |

و عشق صداي فاصله هاست ، صداي فاصله هايي كه غرق ابهام اند و هميشه عاشق تنهاست.

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

و عشق سفر به روشني اهتزاز خلوت اشياست.

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

تقديم به :

خورشيد زندگانيم كه نورش نور ديدگان من است(پدر عزيزم)

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت14:4توسط ساغر | |

كاش فرياد آنقدر بي صدا بود كه حرمت سكوت رانمي شكست

******************************************************************

حرفبزن اي زن شبانه موعود

زير همين شاخه هاي عاطفي باد

كودكي ام را به دست من بسپار

 

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت13:56توسط ساغر | |

در زندگی باران نباش که فکر کنند با منت خودت رو به شیشه می کوبی . ابر باش تامنتظرت باشند که بیایی

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت13:14توسط ساغر | |

یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر آن جوی نشستیم

تو همه راز جهانریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف وشب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ریخته د رآب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه د لداده به آواز شباهنگ

 

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت18:53توسط ساغر | |

اگه می دونستی دستای سرد من به گرمی دستت نیازمنده  این قدر دست توی دماغت نمی کردی.

*****************************************************************

یا به اندازه آرزوهایمان تلاش کنیم یا به اندازه تلاشمان آرزو کنیم

****************************************************************

آدما سرشون رو بالا می کنن تا ماه رو ببینن ُ اما نمی دونن که ماه سرشو پایین کرده داره اس ام اس منو می خونه.

******************************************************************

آخه تو چرا روز به روز چاقتر میشی؟ بگم از کجا فهمیدم؟آخه هرروز جای بیشتری توی قلب من باز میکنی(اینم واسه همونی که هم بی وفا و هم دوست داشتنیه)

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت18:25توسط ساغر | |