تبليغاتX
(¯`.ღبوسه ღ.´¯)

(¯`.ღبوسه ღ.´¯)

دستای خسته

يه روز دلو دادم بهت امروز ميخوام پس بگيرم

ديگه نميخوام دروغي براي چشمات بميرم

تو اوني نيستس كه دلم يه عمري آرزوشو داشت

اون كه به پاش اين دل من بود و نبودشو گذاشت

نفهميدم كه چشم تو به من خيانت ميكنه

دلت پيش غريبه اي ازم شكايت ميكنه

من ميرم ديگه طاقت موندن ندارم

بين اين همه گناه حس واسه خوندن ندارم

بزرگترين گناه من باور عشقت بود و بس

اين آخرين ترانه ام همراه آخرين نفس

+نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت10:40توسط ساغر | |

تازه داشتم سر ميذاشتم روي شونه هات كه رفتي

تازه داشتم گل ميكاشتم روي گونه هات كه رفتي

تازه داشتي گل ميگفتي غصه هامو ميشنفتي

شك نداشتم ميري آخر تو هم از چشام ميفتي

تازه داشتم با نگات جون ميگرفتم

كام دل از چرخ گردن ميگرفتم

تازه داشتم به اميد مهربونيت

غصه از دل پريشون ميگرفتم

نكنه رسيده اون روز كه نگاه ازم بگيري

واسه قربوني چشمات زندگيمو نپذيري

كاشكي همدمم تو بودي توي اين خلوت خونه

به تو راز دل ميگفتم با زبوني عاشقونه

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت11:20توسط ساغر | |