ريشه ها ميگويند ما توانا تر از آنيم كه مي انديشيم .
كاش ميگفتي كه چه روزي خواهي آمد تا كوچه هاي شهر را گلباران كنيم و بر ديوارهاي آن ايينه بندان ، حال بماند كه شهر پر از دود و مه بود و كوچه بوي خزان ميداد.
زندگي صفحه يكتاي هنرمندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد
در گلستان گلان تا عرش ميخواهم تو را
بس كه ميخواهم تو را در خواب ميبينم تورا
خواب شب پوچ است ، بيدار ميخواهم تو را
ميرسد روزي كه بي من روزها را سر كني
ميرسد روزي كه مرگ عشق را باور كني
ميرسد روزي كه بي من در كنارعكس من
حرفهاي گفته ام را مو به مو باور كني
چرخ قلبم را با ميخ نگاهت پنچر نكن
+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت18:24توسط ساغر |
|
About
عهد کردم که اگر بوسه دهی توبه کنم که دگر بار ازین گناهان نکنم چونکه برخاست لبانم ز لبانت توبه کردم که دگر توبه ی بیجا نکنم