|
عکسام قشنگن؟ قابلی نداره
JONOON دل گمراه من چه خواهد كرد با بهاري كه ميرسد از راه ؟ يا نياز ي كه رنگ ميگيرد در تن شاخه هاي خشك و سيا ه ؟ دل گمراه من چه خواهد كرد ؟ با نسيمي كه مي تراود از آن بوي عشق كبوتر وحشي نفس عطر هاي سر گردان لب من از ترانه ميسوزد سينه ام عا شقا نه ميسوزد پو ستم مي شكافد از هيجان پيكرم از جوا نه ميسوزد هر زمان موج ميزنم در خو يش مي روم ميروم به جايي به دور بوته ي گر گرفته ي خورشيد سر راهم نشسته در تب نور من زشرم شكوفه لبريزم يار من كيست ، اي بهار سپيد ؟ گر نبو سد در اين بهار مرا يار من نيست اي بهار سپيد د شت بي تاب شبنم آلوده چه كسي را به خويش مي خو اند؟ سبزه ها لحظه اي خموش ، خموش آنكه يار من ا ست مي داند ! آسمان ميدود ز خويش بير ون ديگر او در جهان نمي گنجد آه ، گويي كه اينهمه "آبي " در دل آسمان نمي گنجد در بهار او ز ياد خواهد برد سردي و ظلمت زمستان را مي نهد روي گيسوانم باز تاج گلپونه هاي سوزان را اي بهار ، اي بهار افسونگر من سراپا خيال او شده ام در جنون تو رفته ام از خويش شعر و فرياد و آرزو شده ام مي خزم همچو مار تبداري بر علفهاي خيس تازه ي سرد آه با اين خروش و اين طغيان دل گمراه من چه خواهد كرد ؟ { فروغ فرخزاد }
HAMI هم زبون خوب من يه ماهي قشنگ بود ولي امروز ميدونم دلش هميشه تنگ بود ماهي تنگ بلور سنگ صبور من بود زندون تنگ ماهي تنگ بلور من بود چشماش يه حرفي ميزد انگاري چيزي كم داشت اون پولكاي روشن رنگ غبار غم داشت با سر به شيشه ميزد دور خودش مي چرخيد گم ميشد اشكاش تو آب چشماي من نميديد واي كه نميدونستم تاب قفس نداره يه روز رفتم سراغش ديدم نفس نداره براش گريه ميكردم ولي چشماش نميديد انگار تو اون لحظه ها خواب دريا رو ميديد انگار ميگفت كه ماهي توي دريا قشنگه ماهي تنگ بلور يه ماهي دل تنگه ROOZAYE NABOODAN روزاي نبودنت خيلي سخته بخد ا تازه عاشقت شدم رفتي ازم شدي جدا هر چي من فكر ميكنم به عشق تو ميسوزم ، ميميرم ، تو بهم ميگي بر و ميدونم دلت خيلي ازم پره عشق من نبايد از يادت بره يك كم بشين فكر كن ببين چي به ر وز من اومده ؟ به خدا دارم ميميرم حال و ر وزم خيلي بد ه ميترسيدم از روزي كه ديگه تو ر و نبينمت حالا تو رفتي و ميگي ديگه بر و نبينمت يه عمر ي عشق تو بودم حالا غريبم وا سه تو چشماتو بستي نبيني دارم ميميرم واسه تو چرا نخوا ستي يه ذره پا رو غر ورت بذاري كاشكي بهم ميگفتي از اول تو دو سم ندار ي DELAM BE HALET MISOOZE ديگه چشمات مال من نيست ديگه دستات تو دست من نيست من ميخواستم اما نميشه فكر ميكردي كه برم واسه هميشه تو بي وفايي تو سري ، از همه بي وفاتري چقد بايد ببخشمت اصلا رفاقت بلدي ؟ هرچي ميگم دوست دارم ، عاشقتم ، ديوونتم بازم بهوونه ميگيري ، گريه هامو نمي بيني جلو چشات ميبارمو خندتو از سر ميگيري اشك چشامو در نيار قهر خدا رو ميبيني از رو هوس نگو به من كه تو رو دوس دارم نگو توي اين زندگي فقط تو رو دارم نگو ديگه خسته شدم از دست اين زمونه حتما يه چيزي ميدونه كه بات نامهربونه
|
About![]()
عهد کردم که اگر بوسه دهی توبه کنم Archivesهفته سوم آذر 1388هفته دوم آبان 1388 هفته دوم مهر 1388 هفته اوّل اردیبهشت 1388 هفته سوم بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته اوّل اردیبهشت 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته دوم فروردین 1387 هفته چهارم اسفند 1386 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته دوم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته سوم آذر 1386 هفته دوم آذر 1386 هفته اوّل آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 Links
آرام |