تبليغاتX
(¯`.ღبوسه ღ.´¯)

(¯`.ღبوسه ღ.´¯)

دستای خسته

پايان شبهاي بلند انتظاري

آيا براي آمدن ميلي نداري؟

من نذر كردم خاك پايت را ببوسم

آيا سر اين بنده منت مي گذاري ؟

من قبل از اين ها اين همه ويران نبودم

آباد بود اين خانه ي ما روزگاري

من دل ندادم تا كه روزي پس بگيرم

مي خواستم پيشت بماند يادگاري

تا اينكه دلها بوي سجاده بگيرند

بايد بيايي و كمي تربت بياري

يك روز ميايي و تا روز قيامت

ما را به آقاي محرم ميسپاري

يك هفته ي ديگر دل آواره ي من

بايد بسازد با فقيري و نداري

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت15:44توسط ساغر | |

گالری عکس عاشقانه گالری عکس

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت16:24توسط ساغر | |

توی قلب من تویی، اینو هیچکس نمیدونه
از دوتا چشمه سیات اینو هیچکس نمی خونه
دل خستم شب و روز هی سراغ از تو میگیره
اگر ترکم بکنی دیگه از غصه میمیره
تا صبح از عشق تو بیدار منم
عاشق لحظه ی دیدار منم
اگر صدبارم برام نازبکنی
ناز چشماتو خریدار منم
حالا این ور دنیا، تک و تنها نشستی
واسه دستای سردم نیست گرمی دستی
هر شب تا سپیده خوابترو میبینم
شاید که بیایی چشم برات میشینم
تابیایی پربزنی دوباره پرواز بکنی
واسه این قلب شکسته عشق رو آغاز بکنی

 

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت17:54توسط ساغر | |

عشق مرگ نيست زندگي است. سخت نيست عين سادگي است. عشق عاشقانه هاي باد وگندم است . اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است. زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ? خوش آهنگ است حتي اگر کر باشي مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي? اما بي ارزش است اگرثانيه اي عاشق نباشي اگر مي دانستي دل ترک خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شکسته تر مي شود هيچ گاه به من پشت نمي کردي اگر مي بيني کسي به روي تو لبخند نمي زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجو کن.

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت17:29توسط ساغر | |

اگر چه ساغرش همسنگ تيغ است

گلوی ساغرش نوش آفرين است

 

 

 

 

روزگار بی مروت مردم ناسازگار

 گه به دست چرخ نالم گه به دست روزگار

+نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت13:13توسط ساغر | |